مهمترین هدف صهیونیسم جهانی، گسترش سلطه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... بر جهان، با تکیه بر مقدسترین واژههای حقوقی، دینی، و مذهبی است. ولی در این میان مهمترین ابزارشان برای از هم پاشیدن جوامع غیر صهیونیسم، بدست گرفتن اهرمهای تبلیغاتی جهان و حاکمیت بر مراکز قدرت در صحنههای بین المللی، در زمینههای سیاسی و اقتصادی است. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که صهیونیستها با نفوذ در دستگاه هیأت حاکمهی آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشور جهان که نقش تعیین کنندهای در معادلات بینالمللی دارد، و نیز حاکمیت بر مراکز عمدهی تولید سلاح و همچنین با تسلط بر مراکز اقتصادی جهان، نظیر صندوق بیناللملی پول و بانک جهانی، به بخش مهمی از اهداف بلند مدت و ایدههای خود رسیدهاند.
توانایی آنها در تجزیه و تحلیل جریانهای پولی بسیار چشمگیر است. استقرار یهودیان در یک کشور، همیشه به منزلهی پایگاه دیگری برای فعالیت همنژادان آنها محسوب میشود. همهی مجامع یهود به حکم نوعی موهبت ذاتی و یا برنامهای از پیش تعیین شده مبنی بر وفاداری و حدت نژادی با یکدیگر مرتبطند.
هیچ اقلیت قومی دیگری این چنین موقعیتی را در جهان ندارد و در مناصب بالای حکومتی و سیاستگذاری کشورها نفوذ ندارد. در محرمانهترین شوراهای سران چهار کشور بزرگ، دیوان عالی ایالت متحدهی آمریکا، شوراهای کاخ سفید، در تنظیم امور مالی جهان، و به طور خلاصه در هر کجا که امکان بدست گیری قدرت و به کارگیری آن وجود دارد، اقلیت دیگری به جز قوم یهود نماینده ندارد. همه جا در محافل برجسته و مهم و بدون اغراق در هر کجا که قدرت وجود دارد، با یهودیان مواجه میشویم. اینجاست که مسأله صهیونیسم مطرح میشود:
چگونه است که یهودیان به نحو غریزی و اجتناب ناپذیر، به سوی بالاترین مراکز قدرت جذب میشوند؟
چه کسی آنها را وارد اینگونه مراکز میکند؟
چرا زمینهی ورود صهیونیسم به این مراکز فراهم میشود؟
ورودشان در این نوع اماکن برای جهان چه معنایی دارد؟
.
-----------------------------------
.
پینوشت:
پروتکلهای دانشوران صهیون!